افراد دسترسی به واقعیت ندارند

افراد دسترسی به” واقعیت ” ندارند مگر از طریق بیان ، همان طور که ذهن آن ها هیچ شناختی از جهان ندارد جز از طریق حواس
هایدگر١
-امر مبرا
اینکه اثر هنری ازچه تفسیری پیروی میکند بحث گسترده ایست، اما اینکه کارکرد نشانه های تصویری و فرمیک بتواند مضمون جدیدی را به وجود اورد، امریست که در فضای هنر امروز ایران نگاهی دوباره باید داشت؛
در اثار هنرمند جوان و پرکار تاها حامد این امر مبراست ، او به دنبال راه حل های سریع و تکرار کلیشه های پیشین نمی گردد و در نتیجه در کارهای او با الگو هایی مواجهه هستیم که دقدقه های روزانه نقاش است، بنابراین باخوانش بیش از پیش روانکاوانه روبه رو هستیم که ما را به دنبال خودش به درون تصاویر میکشد.
مخاطب درآثار وی به دنبال نمادها و حتی استعارات و یا فرم ها در تقلای رضایتش و بازار روز هنر نخواهد بود بلکه می داند که این آثار ضربه تلنگری ست که اول به نعل می زند و بعد به میخ ، این دوگانگی توصیف ،ما را در تجربه و اندیشیدن مشترک در روبروی اثر او مطمئن تر می کند .
در مجموعه پیر ریویر٢ که داستانی ساده و جدی از زندگی و مرگ است. ما شاهد تلاش هنرمند برای همسان پنداری خود با شخصی در گذشته هستیم که منجر به تصاویری دنباله دار شده اند و در هر تک اثر از این مجموعه نیز بر اساس نحوه برداشت مخاطب چالشی بین جهان ذهنی او و هنرمند ایجاد میشود؛ ترومایی روانکاوانه از آگاهی و تجربه و بازگشتش به مخاطب و این همان زبان و بیان تصویری ست که هنرمند برای بیان حقیقت و رهایی ازمتن به تصویر و از تفسیر به تصور می سازد.
سیاق حامد پیروی از خیال و برداشت شخصی از زندگی مدرن و فارغ از سبک در هنر، و نماینده دیدگاهی درباره زندگی و احوالات شخصی و اگاهی در دوره های مختلف زندگی است …
در مجموعه بوسه دزدانه با پرتره و فیگورهایی روبرو هستیم که رنگ های روشن و شفافی دارند ، ترکیب ناخوشایندی از احوالات آدمهایی ست که شاید در روزمرگی زندگی تبلور می یابند و در پی هدفی نخواهند بود و در نگاه هولستیک تر بافتی را به ما ارجاع می هد که از منظر زیبایی شناسی اکسپرسیونیستی شاید شرایط اجتماعی مغشوشی باشد که بسیاری از آنان گویی فریادی برآمده از وحشت درون را در خود پنهان می کنند .
این پیامد را به نحوی دیگر در کار های اخیر او با خوانش اجتماعی سیاسی در اجماع رنگ و بافت با درون مایه ای وسیع تر و فراگیر تر و تا حدودی پابلیک میبینیم که من را به یاد قطعه ای از والدمن٣ می اندازد : ” مفسری به نظاره ی رویدادهای مهیب نشسته است و با لحنی بی تفاوت آنها را گزارش می کند ”
در این پروسه چیزی که شاید ذهن مخاطب را در نگاه ابتدایی و سطحی درگیر کند ، ابژه های برهنه و خشونت باشد که در اینجا بحث را خیلی کوتاه باید کرد و فقط از قول دیوید هربرت لارنس۴ در بحث پرنوگرافی و وقاحت نگاری میگویم که :
“معنی این دو کلمه کاملا بستگی به فرد دارد ، چیزی که در چشم یک آدم پررنوگرافی می آید در گوش دیگری قهقهه ی نبوغ است “.

ازاده پزیرایی

‏١-martin heidegger
‏٢- pierre riviere-١٨٣۵
‏٣-Anne waldman
‏۴-D.herbert lawrence

0 پاسخ

پاسخ دهید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
مشارکت رایگان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.